چرا به دنیا آمدن مهدی پنهانی بود؟

درخواست حذف این مطلب
پنهانی به دنیا آمدن مهدی انتقاد کنندگان می گویند: اگر «حسن بن علی» فرزند خود را به خاطر ترس از کشته شدن پنهان نگه داشته و هیچ گونه خبری از ولادت و زندگانی او برای مردم بیان نکرده است، مسلماً این امر باید به طریق اولی درباره ان قبل از او انجام می گرفت. به علت اینکه اضطراب و ترسی که ان شیعه از خلفای زمان خود داشتند و فشار و تهدیدی که از ناحیه آنان نسبت به شیعیان و انشان انجام می گرفت، به مراتب شدیدتر و هراس انگیزتر بود، بر خلاف زمان «حسن بن علی» و فرزندش که شیعیان در آن زمان به مراتب بیشتر و ثروتمندتر بودند. این انتقاد نیز کاملاً بی اساس است؛ به خاطر اینکه آنچه «حسن بن علی» را وادار کرد که ولادت فرزندش و ادامه حیات او را مخفی داشته و حتی اجازه ذکر نام و اشاره از او را به شیعیان نداد، این بود که خلفا و پادشاهان زمان ان پیشین می دانستند که آنان همواره از برخورد با زمامداران قدرت و خلافت و از دخ در امور سلطنت پرهیز نموده و قیام مسلحانه علیه آنان را تجویز نمی کنند. و این مطلب را نیز به پیروان خود، تحت عنوان « وم تقیه» توصیه می د. حتی گاهی بعضی از خویشان خود را که به مبارزه مسلحانه علیه آنان دست می زدند شدیداً توبیخ کرده و عمل آنان را محکوم می نمودند و می گفتند: قیام مسلحانه تا هنگامی که چند قضیه واقع نشود جایز نیست: اوّل: «رکود خورشید» هنگام ظهر. دوّم: شنیدن «ص از آسمان» که نام «مرد مخصوصی» را اعلام کند. سوّم: لشکری در بیداد به زمین فرو رود. خداوند می دانست اگر ان پیشین، ظاهر شوند از کشته شدن در امان خواهند بود، بر خلاف «مهدی» که اگر ظاهر شود، کشته خواهد شد در این هنگام خواهد بود که آ ین پیشوای حق، قیام مسلحانه را آغاز می کند تا ت های ستمگر و باطل پرور را نابود سازد. به همین خاطر خلفای آن زمان، اهمیت زیادی به وجود « ان شیعه» و ظهور آنان و به انی که برای آنان تبلیغ می د، نمی دادند. و علاوه بر این، شیعیانی که هوای قیام مسلحانه در سر می پروراندند و یا به چنین دعوتی پاسخ مثبت می دادند، در آن روزگار بسیار اندک بودند. زمان اما پس از مرگ «حسن بن علی» طبق پیشگویی همان ان پیشین، وجود انی که نبرد مسلحانه را تجویز نمی د، سپری گردید و زمان وجود ی که این عمل را تجویز می کند و حتماً ی این کار را به عهده خواهد گرفت، فرارسید. و این امر موجب شد که جستجو، برای دستگیری و نابودی وی، شدیدتر گردید و تصور می د که اگر «فرزند حسن» را گرفته و نابود سازند، این قیام مهم و خطرناک را خنثی کرده و زمینه آن را از بین خواهند برد.(1) وانگهی ما شیعیان، عقیده داریم که وضع داخلی و خارجی ان راستین شیعه و خط دقیق حرکتهای مهم اجتماعی و آنان، همواره با الهام و دستور مستقیم خداوند تعیین می شود. بنابراین، هیچ بعید به نظر نمی رسد که خداوند می دانست اگر ان پیشین، ظاهر شوند از کشته شدن در امان خواهند بود، بر خلاف «مهدی» که اگر ظاهر شود، کشته خواهد شد. اگر یکی از پدران، «مهدی» کشته می شد، حکمت و تدبیر الهی اقتضا می کرد که دیگری به جای او نصب گردد، ولی اگر «مهدی» کشته شود، مصلحت و تدبیر امور انسان ها اقتضا نمی کرد که خداوند دیگری را به جای وی نصب نماید. فراوری بخش عترت و سیره تبیان پی نوشت : 1 - درباره شدت فشار و اختناقی که در این زمان از «طرف خلفای عباسی» نسبت به شیعیان و خویشان « حسن علیه السلام» اعمال می گردید، وقایع عجیبی در تاریخ نقل کرده اند. از جمله «کلینی» در کتاب «کافی» نقل کرده است که «عبداللَّه بن سلیمان» خلیفه، تصمیم گرفت که همه وکلا و نمایندگان «حسن بن علی» و فرزندش «مهدی» رادستگیر کند. خلیفه گفت: راه این کار بدین گونه می باشد که افراد ناشناسی را مأمور کنید تا به عنوان اینکه می خواهند وجوه اموال شرعی خود را به خود برسانند، به افراد مظنون نزدیک شوند. و افرادی که آنها را دریافت کنند، فوراً دستگیر نمایند. از طرف دیگر « » به عموم وکلا و نمایندگان خود دستور داد که تا اجازه بعدی از هیچ فردی «وجوه شرعیه» دریافت نکنند و خود را در رابطه با ما معرفی ننمایند. و نمایندگان نیز از هیچ فردی وجوه شرعیه نمی پذیرفتند. و نیز در «کافی» در «حالات مهدی» نقل می کند که از طرف «مهدی علیه السلام» به تمام شیعیان دستوری صادر شد که از این پس، به زیارت کربلا و قبرستان «قریش»، (قبرستان قریش جایی بود که اکثر شیعیان در آنجا دفن می شدند) نروند. و بلافاصله فرمانی از طرف خلیفه صادر شد: هر فردی که به زیارت این دو مکان برود، فوراً دستگیرش کنند. «عثمان بن سعید» که یکی از نمایندگان مخصوص «مهدی» است؛ به «عبداللَّه بن جعفر حمیری» گفت: خانواده آن حضرت در سختی به سر می برند و هیچ فردی جرأت نمی کند که به آنان کمکی کند و یا به آنان اظهار دوستی نماید (بحار، ج22، ص 94، چاپ کمپانی).